تبليغاتX
.:::. ghorbaT .:::.
.::. ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما كردي تو بمان با دگران واي به حال دگران!.::.
به آدما که فک میکنم ... میبینم همه تنهان ... همه ...

همه با اینکه میدونن تنهایی چقد سخته ... اما بازم همدیگرو تنها میذارن ...

همه درگیر یه شوخی بزرگ به اسم زندگین که جدی گرفتنش ...

روزایی که میتونن خوش باشن با غم میگذرونن ...

روزی میرسه که از دوستی با غم پشیمون میشن ...

اما خوشی دیگه با اونا قهره ... بر نمیگرده ...

+ نوشته شده در  86/07/15ساعت 9:0 PM  توسط AraCh  | 

توبه مي كنم

 

 

 

توبه مي کنم ديگر کسي را دوست نداشته باشم حتي به قيمت سنگ شدن

 
توبه مي کنم ديگر براي کسي اشک نريزم حتي اگر فصل چشمانم براي هميشه زمستان

 
شود چشمانم را مي بندم ....


توبه مي کنم ديگر دلم برايت تنگ نشود حتي چند لحظه ، قول مي دهم نامت را بر

 
زبان نيآورم لبهايم را مي دوزم ....

 
توبه مي کنم ديگر عاشق نشوم قلبم را دور مي اندازم براي هميشه و به کوير تنهايي

 

سلام ميکنم.

 

+ نوشته شده در  85/10/23ساعت 5:11 AM  توسط d0khtare s4t4n  | 

 love hate

 

 

ازم پرسيدن: عشق چيست؟

 

گفتم :اتيش....

 

گفتن: مگه ديديش؟؟

 

گغتم: نه ... توش سوختم....................

 

 

+ نوشته شده در  85/10/15ساعت 3:19 AM  توسط d0khtare s4t4n  | 

EY BABA

 

برای آنهايی كه بی تقصيرند

تقديم به چشمهايی كه در راه ماندند.دل هايی كه آنهارا رانده اند.تقديم به

اشكهايی كه غرورشان شكست وعهدهايی كه كسی آنهارو نبست...

قرار نبود كسی سختش باشد بگويد دوستت دارم..قرار

نبود كسی به هوای نشكستن دل ديگری بماند...قرار بود هركس به هوای

نشكستن دل خود بماند...قرار نبود هرچه قرار نيست باشد..قرار تنها بر بی

قراری بودوبس.. گمان نمی كنم گناه من سنگين تر از گناه تو باشد..اما يقين

دارم كودك دلت كمتر از پيش بهانه لالايی های شعر گونه ام رو می

گيرد..مهم نيست فقط يك چيز ياد همه می ماند..اگر اتفاقی كه نبايد بيفتد

افتاد..تنها برايت می نويسم...خودت خواستی تقصير من نبود..زير سا يبان

امن ترين سايه بان هستی دلواپس دلواپسی های يكديگر باشيم

 

+ نوشته شده در  85/10/11ساعت 3:51 AM  توسط d0khtare s4t4n  | 

ghasedak 

 قاصدک از تو چه پنهون:

خيلی وقته گله دارم

خيلی وقته از خوشی ها رفتم و فاصله دارم

قاصدک غريبه نيستی ‌روزگازم سياه شد

طعمه چنگال قسمت

سرنوشت بچه ها شد

قاصدک خوشا به حالت رفتی و خبر نداری

نمی بينی دارم ميميرم از اين فاصله ها

 

+ نوشته شده در  85/10/06ساعت 2:49 AM  توسط d0khtare s4t4n  | 

 >> چرا <<

 

چرا عادت می دی من رو به دستات ، اونم وقتی که دستات موندنی نيست

چرا می خوای بشم پابند چشمات ، تو که عشقی تو چشمات خوندنی نيست

تو که لبريزی از شوق پريدن پری از فکر کوچ و پر کشيدن

برای چی منو وابسته می خوای تو که چشمای زيبات موندنی نيست

منو راضی نکن با نازو بوسه جوابم رو بده حالا نه فردا

آخه از سردی دست تو پيداست که فردایی نداره قصه ی ما

تو که دستات يخه مثل زمستون تو که عاشق نميشی زير بارون

چرا من رو می خوای مجنون مجنون چرا من رو می خوای رسوای رسوا؟

همين حالا بگو واسه چی بايد به تو عادت کنم يار مهاجر

چرا ميخوای توی دلتنگی عشق بميره شاعر تنهای تنها ؟

 

 

+ نوشته شده در  85/09/10ساعت 0:33 AM  توسط d0khtare s4t4n  | 

corazon

ما که بختمون از اول بخت بد بیاری بود

اخر روزای خوبمون که گریه زاری بود

روزای بد میرن و روزای بدتر میان

از دل غم زده ی من نمیدونم چی میخوان

روزگار چرخیدو من اسیر درمان شدم

توی بد بیاریا راهیه زندان شدم

خلاصه ای روزگار خنجرتو به ما زدی

ولی من با این غزل میگم که اشتباه زدی

حالا اشک خون به چشم

این و واسط میخونم الهی دستت بشکنه که خنجرت خورد به جونم

+ نوشته شده در  85/05/07ساعت 5:54 AM  توسط d0khtare s4t4n  | 

تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم

تکیه به شونه هام  نکن من از تو افتاده ترم 

ما که به هم نمی رسیم بسه دیگه بزار برم

کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پر پرت کنم

حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم؟؟

من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها

نه برده ی حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها

من عاشقم همین و بس غصه نداره بی کسیم

قشنگی قسمت ماست که ما بهم نمی رسیم

+ نوشته شده در  85/04/23ساعت 9:20 PM  توسط d0khtare s4t4n  | 

sokot

 ایا می دانستید که سه جمله ای که بیان انها از همه ی جملات سخت تر است دوستت دارم...متاسفم...کمکم کن می باشد.

ایا می دانستید انهایی که زندگیشان را وقف مراقبت از دیگران میکنند خود به کسی برای مراقبت نیاز دارد.

ایا می دانستید انهایی که از نظر احساسی بسیار قوی  به نظر می رسند در واقع بسیار ضعیف و شکننده هستند.

ایا می دانستید کسانی که لباس مشکی به تن می کنند نمی خواهند مورد توجه قرار گیرند ولی به کمک و درک شما نیاز دارند.

ایا می دانستید که نوشتن احساسات بسیار اسان تر از رو در رو کردن و بیان کردن انهاست... اما ارزش رو در رو گفتن بیشتر است.

ایا می دانستید که اگر چیزی را با ایمان از خداوند بخواهید به شما عطا خواهد کرد...

+ نوشته شده در  85/04/18ساعت 6:23 AM  توسط d0khtare s4t4n  | 

 

باورم نمي شود تو از من گذشته باشي
باورم نمي شود تو رفته باشي
صداي گريه ي من تو را راضي نكرد
قطره قطره ي اشكم دل سنگ را سوزاند
ولي دل تو را نرم نكرد
باورم نمي شود كه حتي پشت سرت را هم نگاه نكردي
باورم نمي شود كه فريادم را نشنيده باشي
باورم نمي شود كه رفته باشي
من هنوز نا باورم
ولي ياد گرفتم كه عاشق نباشم
ياد گرفتم دل شكستن را
ياد گرفتم سنگ شدن را
پس مي شكنم قلب هاي عاشق را
قلب من ديگر از گوشت و خون نيست
قلب من از سرب است
وجودم شعله ور از آتش نفرت

كه مي سوزاند جان ها را
حال باور مي كنم مرگ تورا
زيرا باور كردم مرگ قلبم را
مرگ قلبم را
و روي سنگ قبرم نوشتم شعر تو را

+ نوشته شده در  85/03/06ساعت 9:23 PM  توسط d0khtare s4t4n  |